X
تبلیغات
......ای کاش

......ای کاش

ای کاش...روزهای دلتنگی من مثل دوست داشتن های تو کوتاه میشد...

حسرت...

بدترین حسرتی که در زندگی میخورم

از کارهای خطایی که مرتکب شده ام ، نیست …

بلکه از این است که…

چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته

انجام داده ام …

+ نوشته شده در 91/01/26 ساعت 1:49 توسط Rana | 


هه...

http://ups.night-skin.com/up-91-01/untitle.jpg

چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری

“از سادگی نیست”

شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی !!!

+ نوشته شده در 91/01/26 ساعت 1:26 توسط Rana | 


http://ups.night-skin.com/up-91-01/8spglmj5kksq5u0wrx1c.jpg

دلم نگرفته از اینکه رفته ای …

دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی … !!!

+ نوشته شده در 91/01/26 ساعت 1:20 توسط Rana | 


اشتباه.....

http://ups.night-skin.com/up-91-01/76225858571738129824.jpg

چه کردی با من که


این روز‌ها تو را دیگر فقط

به اندازه یک اشتباه میشناسم؟؟!

+ نوشته شده در 91/01/21 ساعت 22:41 توسط Rana | 


تعطیل است...

می دانی....?


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 23:20 توسط Rana | 


چندلحظه....

http://ups.night-skin.com/up-91-01/2260203.jpg

دقت کردی گاهي فقط بوي يك عطر ، يك تشابه اسم

براي چند لحظه

باعث ميشه

دقيقاً احساس كني

كه قلبت داره از تو سينه ات كنده ميشه.....!
+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 23:13 توسط Rana | 


لعنت...

بهترین لحظه های دیروز،بدترین لحظه های امروز رو ساخته..


لعنت به این خاطره ها ...

+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 23:11 توسط Rana | 


معمولی...

http://ups.night-skin.com/up-91-01/1333873967-4wulwtgq7qpf5i2k9xfu.jpg

تلخ میگذرد…

این روزها

که قرار است

از تو …

برای دلم

یک انسان معمولی بسازم

+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 23:10 توسط Rana | 


نیستی...

این روزها بیش از حد ساکت و ساکنم...

چیزی نیست که مرا سر ِ شوق بیاورد !!!

جز تو ...

که توام نیستی

+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 23:7 توسط Rana | 


عادت کن...

http://ups.night-skin.com/up-91-01/axhaie-az-lahzehaye-tanhaie-3-%5Bwww-atrebaroon-blogfa-com%5D.jpg

بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادت کن... !

و بــه نبــودن هـا ، زود ...!

آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!

+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 23:6 توسط Rana | 


ولی....

گیر کرده ام عجیب

میان حقیقت و تو...

تو در طالعِ من هستی ولی

در شناسنامه یِ او...!.......................................
+ نوشته شده در 91/01/20 ساعت 17:30 توسط Rana | 


همين که هستی

کافيست !!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 91/01/17 ساعت 17:11 توسط Rana | 


دیگری...

http://ups.night-skin.com/up-91-01/Photo-Skin-ir-Love466.jpg

سخت تر می شود نبودنت وقتی بودنت برای دیگریست!!...

+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت 21:4 توسط Rana | 


شاید....

خیلی وقت است ،

هُرم هیچ نگاهی آتشم نمی زند

حتی ...

نگاهی که رنگی از تو دارد

می بینی !؟

شاید ، فراموشت کرده ام ....

شاید !!!

+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت 21:3 توسط Rana | 


حس...

http://ups.night-skin.com/up-91-01/zpn9kf42ybpcvzzb.jpg

چه حس بدیست

با تمام احساست

به دیدن کسی بروی

که خودش را آماده کرده تا به تو بگوید

دیگر دوستت ندارد.....!

+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت 20:59 توسط Rana | 


مدتیست...

دیگر تـــــــنها نیستم!!!

مدتی ست با تـــــو

در خودم...

زندگی میکنم.

+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت 20:58 توسط Rana | 


یه....

یه خیابون هایی ...

یه آهنگ هایی ...

یه روز های خاصی ...

پارک هایی....

یه عــــکــــس هایی ...

یه .....

اینا شاید هیچی نباشن

ولی گاهی

خیلی عذاب آورن

برای یه آدم هایی.....!

+ نوشته شده در 91/01/16 ساعت 20:53 توسط Rana | 


http://ups.night-skin.com/up-91-01/imagesCAOP3EA6.jpg

برگرد..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 91/01/13 ساعت 12:34 توسط Rana | 


اشتباه...

رفتن هم حرف عجیبیست....

چیزی شبیه اشتباه آمدن.....

+ نوشته شده در 91/01/13 ساعت 0:18 توسط Rana | 


................

http://ups.night-skin.com/up-91-01/axhaie-az-lahzehaye-tanhaie-19-%5Bwww-atrebaroon-blogfa-com%5D.jpg

برگشتنت همان قدر محال است

که  خیال میکردم رفتنت................

+ نوشته شده در 91/01/13 ساعت 0:16 توسط Rana | 


یه وقتایی..

یه وقتایی هست

میبینی فقط خودتی و خودت ... !

دوســـت داری ،

همـــدرد نداری ...

عشــق داری ،

تکـــیه گاه نداری ...

مثل همیشه ؛

هــمه چی داری و هــیچی نداری!!

+ نوشته شده در 91/01/10 ساعت 19:27 توسط Rana | 


ولی....!

روزهاي تعطيل سخت تــر مي گذرد....

زيرا که ميدانم

وقت داري به من بينديشي؛

ولي نمي انديشــي ....!

+ نوشته شده در 91/01/08 ساعت 18:12 توسط Rana | 


همه چیزدارم...

b17ca2a0e120a9c8a34b77f2f9461581-300.jpg

چه کسی میگوید که من هیچ ندارم...؟

من چیزهای با ارزشی دارم ....!

حنجره ای برای بغض ...

چشمانی برای گریه...

لبهایی برای سکوت...

ریه هایی برای سیگار...

دستهایی برای خالی ماندن...

پاهایی برای نرفتن....

شبهایی بی ستاره....

پنجره ای به سوی کوچه بن بست...

و وجودی بی پاسخ.....

+ نوشته شده در 91/01/07 ساعت 17:4 توسط Rana | 


او...

تقصیره من نیست که بعد از تو او می آید این قانون قواعد دستوری است ...
+ نوشته شده در 91/01/07 ساعت 0:36 توسط Rana | 


نزدیک..

دور باش اما نزدیک......

من از نزدیک بودنهای دور میترسم.......

+ نوشته شده در 91/01/07 ساعت 0:18 توسط Rana | 


خداحافظ..

dddl93i5hc96av31uwol.jpg

التماس مال دیروز بود....

مال وقتی که بچه بودیم ؛....

امروز..

می خواهی بروی ؟

خداحافظ...

+ نوشته شده در 91/01/06 ساعت 23:41 توسط Rana |