مهم نیست اكنون زندگی ام چگونه میگذرد ...

 عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !


خوابم نمیبرد... ؛

بغض روی ثانیه هایم راه میرود...

دوباره تو را کم آورده ام!!!

تو را و عطر صبوریت را...

هیچ میدانستی هیچکس به اندازه ی تو مرا نمی فهمد؟؟؟

این را خودم همین روزها ؛

از حال خراب و بغض هایم فهمیدم...

تنهایـــــــــم......

اما دلتنـــــــگ آغوشــــی نیستــــــم!!!

خستـــــــه ام......

ولی به تکــــــیه گــــاه نمی اندیـــــشم!!!

چشمهایــــم تر هستـــند وقـــرمـــز...

ولـــــی رازی نــــــدارم؟!!!

چــــون مدتهاست دیگـــــر ...

کســــــی را خیلــــــــی دوســـــت نــــــــدارم.....

به همين زودی می‌روم

گاهی.....پرواز....

بال نمی خواهد....

دل می خواهد...

این روزها…”بغض” دارم!

“گریه” دارم!

تــــــــا دلت بخواهـــــــد…

“آه” دارم…!

ولی “بازیگر”خوبی شده ام…

''می خنــــــــدم''

یه جا می خوام که تا چند کیلومتریش کسی رد نشه ،
باهام بد نشه ، جلو پاهام سد نشه ...

بعضــــی روزها هست

که خیــــــلی بیشتر از یک روز پـــــــــــــیر میشیم

عجیـــب است پــاییــــــز !
سبـــزتــر میکنـــد
انـــــدوهـت را ..

حرفهایم

در دل میمیرند...

اشکهایم

در چشمانم می خشکند

پاهایم

از حرکت می ایستند

بغضم در گلو میمیرد...

من مدت هاست

برای خندیدن

از غصه هایم اجازه می گیرم

شاید یک روز،
یک نفر،
یک جوری آدم را بخواهد که خواستنش
به این راحتی ها تمام نشود!

و شب ســرآغاز تمام دلتنگی هاست ...

havato0o az saram biron nakardam ....

از بین اووووووووووووووووووووووووووووون همه آرزوهای بچگی 

فقط بزرگ شدیم ....

حالا که پر از حرفیم.... 

زنگ انشا نداریم ....

در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ 

ترجیح میدهم چوپان باشم 

همدیگر را بدرید من نی میزنم 

♪ ♪♪ ♫

باید یک بار، به خاطر همه‌چیز گریه کرد!
آن قدر که اشک‌ها خشک شوند. باید این تن اندوهگین را چِلاند
 و بعد دفتر زندگی را ورق زد، و به چیز دیگری فکر کرد.
باید پاها را حرکت داد و همه‌چیز را از نو شروع کرد...!
به نظرتون شدنیه ؟؟؟؟

دووووووووووور بمـــــان !

نـــزدیکی هیـــچ ســودی نـــدارد ،

فقـــط معمــولا"

گنـــد میزنـــد به همه چیــــز !!!

من به الفبای ساده ی زندگیمـَـم مـَـشکوکـم؛

دیگه آدما که جای خود دارنـــ !...

اون بچه 4، 5 ساله که جای انگوشتای کوچیکش رو کیک مونده وقتی میگه من به کیک دست نزدم

 فکرشم نمیکنه که چه دروغ ساده ای میگه.

مادرش به رـوش نمیاره ولی میدونه این جای انگوشتای بچه کوچیک خودشه...

همه ی دروغ گفتنای ما به همین فاحِشی اتفاق می افته و خودمون نمی فهمیم..

بالاتر از سیاهی که رنگی نیست؛ هست؟
تازه اگه باشه هم فرقی نداره، اونم یه رنگه مثــِ   رنـــــگای دیگه...

توی جدایی ها همیشه اونی که کمتر عاشقه بهتر حرف میزنه...

ﻋﻠﻢ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ :

ﻭﻗﺘﻲ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻴﺨﻨﺪﺩ ﺣﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ

ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻋﻤﻴﻘﺄ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺍﺳﺖ !

ﺍﮔﺮ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺑﺪ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﮐﻪ

ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ !

ﺍﮔﺮ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﮐﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ ﺳﺮﻳﻊ ﺣﺮﻓﺶ

ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ ﻭﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺭﺍﺯﻱ ﺩﺭﺳﻴﻨﻪ ﺩﺍﺭﺩ !

ﻭﻗﺘﻲ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻨﺪ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ

ﺿﻌﻴﻒ ﺍﺳﺖ !

ﻭﻗﺘﻲ ﻳﮏ ﻧﻔﺮﺑﺎ ﻳﮏ ﺭﻭﺍﻝ ﻏﻴﺮﻋﺎﺩﻱ ﻭﺣﺠﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻏﺬﺍ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﻨﺶ ﺍﺳﺖ !

ﻭﻗﺘﻲ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺮﺍﻱ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﮐﻮﭼﮏ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲﮐﻨﺪ ﻳﻌﻨﻲ ﺭﻗﻴﻖ ﺍﻟﻘﻠﺐ ﻭ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﺍﺳﺖ !

ﻭﻗﺘﻲ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﺳﺮﻳﻊ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﮐﻮﭼﮏ

ﻋﺼﺒﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻳﻌﻨﻲ ﺩﺭﮔﻴﺮ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ....

 بعضی از ادم ها خط خوردگی دارند

بعضی از ادم ها غلط چاپی دارند

بعضی از ادم ها زیادی غلط دارند

و بعضی غلط های زیادی!!!!

بعضی از ادم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی ان را بفهمیم

و بعضی از ادم ها را باید نخوانده دور انداخت

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿـــﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤـــﯿﺪ , ﺗﺎ
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒـــــــﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ... ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ
ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــــﺪ ......
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑــﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪﻓﺮﻕِ ﺧﻮﺏ
ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ...
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ....
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ
ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ... ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ....

آدمهاي کنارم مثل جمعه مي‌مانند .... 

معلوم نمي‌کند "فــــــرد" هستند يا " زوج " ... 

پر از ابهامند ... !!!

آدم های زیادی نیستند که برایم مهم باشند،

آنقدر که بخواهند ذهنم را مشغول کنند یا نگاهم را.....

گاه برای آدمهایی واقعا متاسفم ....

برای حقارتشان،کوچیکیشان،و مهم تر از همه برای قضاوتشان...

باز میگذارم در وادی خود بمانند حیران وسرگردان،

هرگونه که دوست دارند،بگویند،بخوانند و بیایند...

این دنیا حرف های زیادی دارد ....

و من نمیخواهم همه این حرف ها را بشنوم ...!!!

من خیلی وقته از کسی ناراحت نمیشم..

 تمام سختیش یه خنده زورکی، و شونه بالا انداختن الکیه...

خیلی وقته خیلی چیزا رو میدونم، و خودمو میزنم به ندونستن...

 سختیش یه لحظه حرف عوض کردن، و بی خیال شدنه...

 بی خیال ! !

به یکدیگر دروغ نگویید!

آدم است

باور میکند

دل می بندد...!

پنهان شده ام پشت لبخـــندی که درد میــــکند.......

هر روز پیچیده تر از روز قبل ...